عیار میگوید از هر هزار واحد وزن یک قطعه، چند واحدش طلای خالص است. بقیه فلز دیگری است که برای سختی و رنگ به آن اضافه شده. پس عیار ۷۵۰ یعنی سهچهارم وزن قطعه طلای خالص است و یکچهارمش نیست.
همین تعریف، فرمول را هم میدهد: وزن طلای خالص تقسیم بر وزن کل، ضربدر هزار. اگر یک قطعهٔ ۲۰ گرمی ۱۵ گرم طلای خالص داشته باشد، عیارش ۷۵۰ است.
عیار از هزار، یا از ۲۴؟
هر دو را میشنوید و هر دو درستاند؛ فقط دو مقیاس متفاوت برای یک چیزند. مقیاس قدیمیتر بر پایهٔ ۲۴ است — ۲۴ عیار یعنی خالص. مقیاسی که در بازار و روی خود قطعهها به کار میرود بر پایهٔ هزار است. برای رفتن از یکی به دیگری، عدد را بر ۲۴ تقسیم و در هزار ضرب کنید: ۱۸ تقسیم بر ۲۴ میشود ۰٫۷۵، یعنی ۷۵۰.
| از ۲۴ | از ۱۰۰۰ | درصد خلوص | کجا میبینیدش |
|---|---|---|---|
| ۲۴ | ۹۹۹ تا ۱۰۰۰ | ۹۹٫۹٪ | شمش و طلای سرمایهای |
| ۲۲ | ۹۱۶ | ۹۱٫۶٪ | زیورآلات عربی و هندی |
| ۲۱٫۶ | ۹۰۰ | ۹۰٪ | سکهٔ طلای ایران |
| ۲۱ | ۸۷۵ | ۸۷٫۵٪ | زیورآلات حوزهٔ خلیج فارس |
| ۱۸ | ۷۵۰ | ۷۵٪ | استاندارد زیورآلات ایران |
| حدود ۱۷ | ۷۰۵ | ۷۰٫۵٪ | مبنای اعلام مظنه |
| ۱۴ | ۵۸۳ (انگ ۵۸۵) | ۵۸٫۳٪ | بیشتر در صادرات |
| ۱۲ | ۵۰۰ | ۵۰٪ | کمکاربرد |
دو عدد این جدول در ایران بیش از بقیه به کار میآیند: ۷۵۰ استاندارد زیورآلات است، و ۷۰۵ عیاری است که مظنه بر پایهٔ آن اعلام میشود. بقیهٔ سطرها را هم گاهی میبینید و بهتر است بدانید هرکدام از کجا آمدهاند.
۱۸ عیار یا ۷۵۰؟ این دو یک چیزند
این پرسش را زیاد میپرسند و گاهی طوری مطرح میشود که انگار باید میان دو کیفیت یکی را انتخاب کرد: «۱۸ بهتر است یا ۷۵۰؟» پاسخ این است که انتخابی در کار نیست. ۱۸ و ۷۵۰ دو نامِ یک خلوصاند، درست مثل اینکه بگویید «نیم کیلو» یا «۵۰۰ گرم». اگر روی قطعهای ۷۵۰ حک شده باشد، همان قطعه ۱۸ عیار است.
سرچشمهٔ سوءتفاهم، دو مقیاس بودن است: ۱۸ از مقیاس ۲۴تایی میآید و ۷۵۰ از مقیاس هزارگان. چون روی زیورآلات ایرانی معمولاً عدد هزارگان حک میشود و در گفتگو عدد ۲۴تایی به کار میرود، خریدار دو عدد متفاوت میشنود و گمان میکند دو جنس متفاوتاند.
عددهای دیگری که میبینید: ۹۰۰، ۹۹۵، ۹۹۹
عیار ۹۰۰ عیار سکهٔ طلای ایران است — بهار آزادی و امامی هر دو ۹۰۰ در هزارند، یعنی نود درصد وزنشان طلای خالص است. به همین دلیل وزن یک سکهٔ تمام با مقدار طلای خالص داخلش یکی نیست، و هر محاسبهای که این را نادیده بگیرد ده درصد پرت میشود.
عیارهای ۹۹۵ و ۹۹۹ مربوط به طلای خالصاند: شمش، و آبشدهای که برای رساندن به خلوص بالا تصفیه شده. ۹۹۹ یعنی از هر هزار واحد وزن، ۹۹۹ واحدش طلاست — عملاً همان چیزی که در گفتگو «۲۴ عیار» خوانده میشود. رساندن طلا به خلوص کامل و بینقص ممکن نیست، برای همین عدد استاندارد ۹۹۹ یا ۹۹۹٫۹ است نه ۱۰۰۰.
و ۷۰۵ عددی است که فقط در بازار ایران معنا دارد: مبنای اعلام مظنه. مظنه قیمت یک مثقال طلای ۷۰۵ است، نه ۷۵۰ — تفاوتی که اگر در محاسبه لحاظ نشود حدود شش درصد خطا وارد میکند. این را در نوشتهٔ مثقال با عدد باز کردهایم.
تبدیل عیار: یک فرمول، دو کاربرد
برای رفتن از مقیاس ۲۴تایی به هزارگان، عدد را بر ۲۴ تقسیم و در هزار ضرب کنید. برای برگشتن، بر هزار تقسیم و در ۲۴ ضرب کنید. طلای ۲۱ عیار میشود ۲۱ تقسیم بر ۲۴ ضربدر هزار، یعنی ۸۷۵؛ و عیار ۹۱۶ میشود ۹۱۶ تقسیم بر هزار ضربدر ۲۴، یعنی ۲۲.
کاربرد دوم مهمتر است و کارگاه هر روز با آن سر و کار دارد: تبدیل وزنِ یک عیار به وزنِ عیار دیگر. وزن را در عیار مبدأ ضرب و بر عیار مقصد تقسیم کنید. سی گرم طلای ۹۰۰ برای رسیدن به مقیاس ۷۵۰ میشود سی ضربدر نهصد تقسیم بر هفتصد و پنجاه، یعنی ۳۶ گرم معادل ۷۵۰.
وزن معادل ۷۵۰: زبان مشترک قطعههای نامتجانس
در عمل کمتر پیش میآید همهٔ چیزی که در دست دارید یک عیار داشته باشد. برای اینکه بشود آنها را با هم جمع زد یا مقایسه کرد، هرکدام را به «وزن معادل ۷۵۰» تبدیل میکنند: وزن ضربدر عیار، تقسیم بر ۷۵۰.
مثلاً یک قطعهٔ ۱۰۰ گرمی با عیار ۹۰۰ همانقدر طلای خالص دارد که ۱۲۰ گرم طلای ۷۵۰ دارد؛ چون ۱۰۰ ضربدر ۹۰۰ تقسیم بر ۷۵۰ میشود ۱۲۰. توجه کنید که قطعه هنوز ۱۰۰ گرم است — ۱۲۰ عددی است برای ارزشگذاری و مقایسه، نه چیزی که ترازو نشان بدهد.
این عدد از کجا میآید؟
تا اینجا عیار را عددی فرض کردیم که میدانیم. اما در عمل کسی باید آن را اندازه بگیرد، و روش اندازهگیری تعیین میکند چقدر میشود به عدد اعتماد کرد: سنگ محک فقط سطح قطعه را میسنجد، دستگاه هم لایهٔ نازکی از سطح را میخواند، و تنها ریگیری کل نمونه را حساب میکند. تفاوتشان را در نوشتهٔ «عیار طلا را چطور تشخیص میدهند؟» با جزئیات آوردهایم.
در کارگاه، عیار یک ورودی است نه یک برچسب
برای خریدار، عیار مشخصهٔ یک قطعه است. برای کارگاه، عددی است که وارد یک محاسبه میشود: قطعههایی با عیارهای مختلف را میگیرید، ذوب میکنید و باید بدانید نتیجه چه عیاری دارد و برای رساندنش به عیار موردنظر چقدر بار لازم است.
آنجاست که یک اشتباه رایج ظاهر میشود: میانگین گرفتن از عیارها بدون در نظر گرفتن وزن هر قطعه. این خطا میتواند دهها گرم طلای خالص را در محاسبه جابهجا کند و در نوشتهٔ بعدی با عدد نشانش دادهایم.