هر عددی که به عنوان عیار روی کاغذ مینشیند از یک اندازهگیری آمده، و سه روش رایج اندازهگیری سه چیز متفاوت را میسنجند. تفاوتشان آنطور که معمولاً گفته میشود «دقت» نیست — تفاوت اصلی این است که هرکدام چه بخشی از قطعه را میبینند. همین یک نکته توضیح میدهد چرا برای انگشتر سنگ محک کافی است و برای آبشده نیست.
سنگ محک و تیزاب: سریع، ارزان، فقط سطح
قدیمیترین روش و هنوز پرکاربردترین. قطعه را روی سنگ محک — سنگی تیره و زبر — میکشند تا رد باریکی از فلز روی سنگ بماند. بعد روی آن رد، محلول اسیدی میگذارند. هر عیار در برابر غلظت مشخصی از اسید دوام میآورد یا پاک میشود؛ از روی اینکه رد تا کدام غلظت مانده، عیار تخمین زده میشود.
مزیتش سرعت و هزینهٔ نزدیک به صفر است، و برای غربال اولیه هنوز بهترین ابزار پشت پیشخوان است. محدودیتش هم از همانجا میآید که کار میکند: ردی که روی سنگ میماند فقط از چند میکرون سطحی قطعه است. اگر قطعهای آبکاری شده باشد، آنچه سنجیده میشود آبکاری است نه قطعه.
دستگاه: سریعتر و خواناتر، ولی باز هم سطح
دستگاههای ایکسآراف با تاباندن پرتو ایکس، ترکیب فلزی نمونه را میخوانند و در چند ثانیه درصد طلا و هر فلز دیگری را نشان میدهند. نه خراشی لازم است نه اسیدی، و خروجی بهجای تخمینِ چشمی یک عدد است. برای زیورآلات و کنترل سریع، جهشی واقعی نسبت به سنگ محک است.
ریگیری: تنها روشی که کل نمونه را حساب میکند
ریگیری همان روشی است که در متون فنی کوپلاسیون نامیده میشود. نمونهای از خودِ بار برمیدارند، با سرب و مواد کمکی ذوب میکنند و در بوته حرارت میدهند تا فلزهای غیرگرانبها همراه سرب جذب بوته شوند. باقیمانده را با اسید پاک میکنند و آنچه میماند طلای خالصِ همان نمونه است.
عیار از همینجا بیرون میآید: وزن باقیمانده تقسیم بر وزن نمونهٔ اولیه، ضربدر هزار. اگر از نمونهٔ یکگرمی، ۹۹۵ سوت طلای خالص بماند، عیار ۹۹۵ است. چون نمونه ذوب شده، آبکاری و مغزی و هر ترفند سطحی دیگری بیاثر است.
بهایش هم همین است: روش مخرب است، زمان میبرد و برای یک جفت گوشواره معنا ندارد. جای درستش آبشده و شمش است — همانجایی که مبلغ معامله بزرگ است و سطح چیزی را ثابت نمیکند. به همین دلیل خرید و فروش آبشده در بازار عملاً بر پایهٔ برگهٔ ریگیری انجام میشود، نه بر پایهٔ نگاه کردن.
| روش | چه چیزی را میسنجد | مخرب؟ | مناسبِ |
|---|---|---|---|
| سنگ محک و تیزاب | لایهٔ سطحی | خیر (خراش جزئی) | غربال سریع |
| دستگاه ایکسآراف | لایهٔ سطحی | خیر | زیورآلات و کنترل سریع |
| ریگیری | کل نمونه | بله | آبشده و شمش |
انگ چه چیزی را تضمین میکند؟
انگ عددی است که روی قطعه حک میشود و مرجعی پشتش ایستاده. مهم است که انگ یک ادعای ثبتشده است نه یک اندازهگیری تازه: میگوید در زمان حک، مرجعی عیار را سنجیده و تأیید کرده. برای قطعهٔ نو با مسیر مشخص، همین کافی است.
برای طلای دستدوم، آبشده، یا هر چیزی که نمیدانید از کجا آمده، انگ جای سنجش را نمیگیرد — چون خودِ انگ هم چیزی است که میشود جعل کرد، و بر خلاف ریگیری، خواندنش هزینهای ندارد. قاعدهٔ عملی ساده است: هرچه مبلغ بزرگتر و منشأ مبهمتر، سنجش باید عمیقتر برود.
در دفتر کارگاه، عیار یک عدد ثبتشده است نه یک حدس
هر چیزی که وارد کارگاه میشود یا از آن بیرون میرود، با یک عیار ثبت میشود و وزن معادل ۷۵۰ از همان عیار حساب میشود. اگر عیارِ ثبتشده حدسی باشد، ماندهای که در پایان دوره میبینید هم حدسی است — و برخلاف وزن، کسی متوجه نمیشود، چون ترازو فقط وزن را میگوید و دربارهٔ عیار ساکت است.
برای همین در آسنج عیار روی خودِ ردیف نگه داشته میشود، نه به صورت یک فرض کلی برای کل کارگاه. تعریف عیار و فرمول وزن معادل ۷۵۰ را در نوشتهٔ «عیار طلا چیست» آوردهایم، و اینکه چرا میانگین گرفتن از چند عیار بدون وزندهی جواب غلط میدهد را در نوشتهٔ میانگین عیار آبشده.